قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2651

تاريخ الفي ( فارسى )

و از جمله وقايع اين سال آنكه قلعهء حصب « 1 » باز به تصرّف امير سرخاب بن بدر درآمد . قبل از اين ، اين قلعه به واسطهء تركمانان از دست او بيرون رفته بود . تفصيل اين واقعه را در تواريخ معتبر چنين آورده‌اند كه قرابل تركمان ، كه به « سلغر » اشتهار داشت ، نوبتى با خيل و حشم خود به حوالى بلاد امير سرخاب بن بدر بن مهلهل آمده خواست كه چندگاه جهت كثرت آب و علف در آنجا باشد ، كه اين معنى بر خاطر سرخاب گران آمده فرمود كه او را از آنجا بيرون كردند . و جمعى كثير از مردم او را به قتل رسانيدند . بنابراين ، قرابل به استغاثه پيش تركمانان رفته لشكرى عظيم برداشته به عزم جنگ امير سرخاب و اخذ انتقام از وى متوجّه آن صوب گشت . چون امير سرخاب بر اين حال اطلاع يافته ، او نيز كردان را جمع‌آورده متوجّه دفع او شد . اتّفاقا ، بعد از تلاقى فريقين و اشتعال نايرهء قتال ، دو هزار مرد از سپاه امير سرخاب در معركه به قتل رسيد و امير سرخاب گريخته به جبال آن بلاد متحصّن گشت . چون اين خبر ، به سمع نگاهبانان قلعهء مذكور رسيد ، دو كس را از آن ميان ميل استقلال و استبداد حكومت آن قلعه پيدا شد . بنابراين ، با يكديگر اتّفاق نموده قلعه را متصرّف شدند و دست به ذخاير و اموال سرخاب دراز كرده اهالى آن قلعه را از سپاهى و رعايا به احسان مطيع و منقاد خود ساختند . در خلال اين احوال ، گذر رايات سلطان بركيارق بر آن قلعه افتاد . آن دو شخص از خوف سلطان مبلغ دويست هزار دينار از خزينهء امير سرخاب برداشته به رسم پيشكش به خدمت سلطان بركيارق رسانيدند و تركمانان تمامى بلاد امير سرخاب را به حوزهء تصرّف خود آورده بودند غير از دقوقا و شهرزور . در اين سال ، ميانهء آن دو شخص ، كه به اتّفاق يكديگر قلعهء مذكور را متصرّف شده بودند ، خصومت و نزاع به آنجا رسيد كه يكى از آنها بر دست ديگرى كشته شد و بعد از كشته شدن ، شريك او كس پيش امير سرخاب فرستاده به عرض رسانيد كه : اگر امير از گناه من درگذرد و به آنچه از من صادر شده مؤاخذه ننمايد ، من قلعه را باز به ايشان مىسپارم و خود همچنانكه بندهء فرمانبردار ايشان بودم در مقام اطاعت و انقياد درآمده هر خدمتى كه فرمايند به تقديم مىرسانم . امير سرخاب التماس او را مبذول داشته از سر زلّات گذشتهء او درگذشت . بعد از تسليم قلعه ، به وعدهء خود وفا نموده به او هيچ قسم مضرّت نرسانيد ، حتّى آنكه آنچه از اموال او گرفته بود از وى مطالبه نفرمود . و اين شيوهء اكابر سلاطين بود كه امير سرخاب به فعل آورده و به اين

--> ( 1 ) . ق : حصب بندگان .